ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

53

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

او با پاى خود ما را حركت داد ، و ما ، از آن خاكى كه روى آن خوابيديم ، خاك آلوده شده بوديم ، و چون همان روز پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را خاك آلوده ديد ، فرمود : چه شده بر تو اى ابو تراب ؟ سپس فرمود كه : آيا دو مردى كه شقىترين مردم هستند بشما خبر ندهم ؟ عرض كرديم بلى اى رسول خدا گفت : احيمر ثمود كه شتر صالح را پى كرد ، و آنكه بر اينجاى تو ضربت شمشير مىزند ( دست خود را بر فرق على عليه السّلام گذاشت ) تا اينكه از آن ضربت اين با خونت خيس مىشود ( و ريش على عليه السّلام را گرفت ) . ( 1 ) 6 - گفت : يحيى فرزند ابو طالب بما نقل كرد ، گفت : محمد فرزند صلت بما خبر داد كه يحيى فرزند علا از ابو حازم از سهل فرزند سعد بما نقل كرد ، گفت : پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به پيش فاطمه عليه السّلام آمد و به او فرمود : پسر عمو و شوهرت كجاست ؟ راوى گفت . فاطمه عليه السّلام گفت : يا رسول اللَّه بين من و او حرفى پيش آمد و با ناراحتى از خانه بيرون رفت : پيامبر ( ص ) به كسى فرمود : على را جستجو كن ، گفت : او در مسجد است ، راوى گفت : پيامبر به پيش على آمد ، و باد خاك را بر على عليه السّلام مىپاشيد . فرمود بر خيز اى ابو تراب . سهل فرزند سعد گفت : به خدا سوگند كه اين نام مقدسترين و محبوبترين نامها پيش على عليه السّلام بود . ( 2 ) 7 - قاضى ابو محمد يوسف فرزند رباح فرزند على فرزند موسى حنفى گفت ، در آن ناچيزى كه به من نوشته بود خبر داد كه ابو بكر احمد فرزند محمد فرزند اسماعيل فرزند ابو الفرج مهندس مصرى به آنان خبر داد ؛ در سال سيصد و هشتاد و چهار در خيمه‌اى كه منزل او بود در مصر ، گفت ابو بشر محمد فرزند احمد فرزند حماد انصارى دولابى در سال 309 در مصر لفظا به من نقل نمود ، گفت : ابو موسى يونس فرزند عبد اللَّه به من نقل كرد گفت : سعيد فرزند منصور به من نقل كرد و گفت كه يعقوب فرزند عبد الرحمن زهرى بما نقل نمود ، و گفت ، ابو حازم از سهل فرزند سعد به من نقل نمود كه پيامبر خدا ( رحمت و درود خدا بر او باد ) بر